من از دستِ غمت، عزیزم….چه مشکل ببرم جان…چه مشکل ببرم جان..
حالِ این روزهایِ من است اگر می‌خواهید بدانید:

کسی نیست البته…یک خیال بود و نیازی برای شیدایی…رد شد و رفت و خاطرِ حزینِ مارو حزین‌تر کرد….اما از این رهگذر بعدِ این همه مدت ناگهان نامجو رو درک کردم و دوست داشتم.

هیچی ازش نمی‌دونم، اما مردِ نازنینیه، وقتی صداشو می‌شنوم، دلم می‌خواد بغلش کنم.

آشتی‌ام با نامجو و صداش و موسیقی‌اش رو مدیون فرمهر عزیز هستم، که گویا عمقِ اندوهِ این روزهای من رو دیده و حس می‌کنه و به جای این که به لطف و رحمت خدا نویدم بده، این آهنگ رو برام فرستاد که …

خوبه کسانی هستند که اندوهِ دلِ آدم‌ها رو می‌خونند.

پ.ن. اگر بدون وی پی ان و یا یک ابزار عبور از فیل تر این پست را بخوانید، لینک یوتیوب را نخواهید دید و در نتیجه از حالِ این روزهای من با خبر نخواهید شد. خواستید بدانید در یوتیوب mohsen namjoo shiveye nooshin laban جستجو کنید